
| سپنتا آرمئيتي | |
|
دوشنبه ۱٩ مهر ،۱۳۸٩
حسین رونقی ملکی ( بابک خرمدین) را آزاد کنید
بفهمم دوست داشتن ها و تنفرها را، تصمیم بگیرم، عمل کنم و محکم بایستم. خواستم سکوت کنم سخنی نگویم نشد، دیدم که در این زمانه سکوت گناه است، گناه هم انجام ندادن کار نیک است آری سکوت گناه است! در زمانی که دختران و زنان ما بجای نوازش و محبت، باتوم و خشونت نصبشان می شود، زمانی که انسان ها به جرم گفتن حقایق در زندان ها هستند، زمانی که خون هم میهنان خاک میهن را سرخ می کند، زمانی که دروغ و ریا با ظلم خود را به مردم تحمیل می کند سکوت جایز نیست، سکوت گناه است …
15 سال حبس تعزیری برای حسین رونقی ملکی دوشنبه ٧ خرداد ،۱۳۸٦
بیدادگر!
بر گوشه های چشم من اشکها خشکیده است در دهلیزهای قلب من عشقها خفتیده است بر شانه های خسته ی من خون پدرانم خشکیده است! خلیفه! بندگان عجم را نیازی به تن پوش نیست شکمها گشنه اند! خواب آشفته ی تو را نیازی به تعبیر نیست. نصیحت کردنِ بیدادگر بسی مشکل است . رگهای آبی من، خون سرخ را از من تمنا نکنید! من فرزندِ نسل ننگینِ تاریخم ؛ من سرخورده از بندگی نیاکانِ خویشم .. خلیفه! تن پوشِ ملتِ من، قدمتی هزاران ساله دارد ؛ عمری جاودانه دارد . حماقت بس است! بیدادگر! کدامین پدر نطفه ی اهریمنی تو را آفرید ؟! کدامین جداره ی سرخِ ندامت، تو را به تکامل رساند ؟! کدامین خداوندِ ستمگر ، سرنوشتِ تو را اینگونه رقم زد ؟! ابله! طرح لباس ملت ما، سالهاست بر کتیبه های بیستون نقش بسته است. لباسِ پر غرورِ فرزندان کوروش ، هزاران سال است که بر تخت جمشید حک شده است . کاش می دانستی قلبِ سرخ ما، قرنهاست لبریز از نفرت شده است! خلیفه! تن پوشِ پابرهنگان، نور خورشید است ! فرجام ستمگران، مرگی خونین و بی امید است. ضحاک! لباسِ ملت من ، تن پوشِ سرخِ بابک است ؛ لباسِ رزمِ رستم است.. تلاش تازی زاده ای همچون تو به خدای ایران سوگند، بیهوده است ! سهشنبه ۱ شهریور ،۱۳۸٤
گاتا
ای مزدا، همچنین کسانی زندگی را تباه می سازند که دُروندان را بزرگ می شمارند، زنان و مردان بزرگوار را از رسیدن به بخشایش ایزدی باز می دارند، و پارسیان و راستان را از بهترین اندیشه ها دور می دارند و می آزارند. آنان با آموزش های خود مردم را از بهترین کارها باز می دارند، زندگی مردم را با گفتار فریبنده تباه می سازند، گَرَهما و کرپَن را بر پارسایان برتری می دهند، و برای پیروان دروغ سروری می خواهند. و مزدا و برای چنین کسان و کارهای بد آنان کیفری سخت نهاده است. دروند:پیرو دروغ ، گمراه از راه زاستی و پاکی، زیان رسان،نادرست و تبه کار و ویرانگر و نابکار می دهد. گرهما: از دشمنان سرسخت زرتشت است. کرپن: پیشوایان دیویسنی، مهرپرست است که با زرتشت دشمنی می کردند.
پنجشنبه ٢٦ خرداد ،۱۳۸٤
به خشنودی اهورامزدا این نوشته زیبا را دوست خوبم کاوه برایم فرستاده است و از من خواسته که آن را در تارنگارم قرار دهم. با سپاس از کاوه گرامی, این نوشته را به شما هم میهن آریایی ارزانی می داریم. به نام اهورامزدای ایران زمین سر انجام نور بر تاریکی نیکی بر بدی و اهورا مزدا بر اهریمن چیره خواهد گشت. درود بر اشوزرتشت پیامبر صلح و دوستی درود برکورش پدر دادگستر انسان ها و با درود برفروهر پاک رادمردان و رادزنانی که در راه مبارزه با این اهریمن پلید و خونخوار و بی خرد 1400 ساله بر خواسته و با خون خویش همچو نیاکانشان این درخت کهن و تابناک که همانا سرزمین فروتنان ایران زمین که بر تارکش خرد داد و مهرورزی روییده را آبیاری نمودند. هموطن مسلمان - زرتشتی - ارمنی - کلیمی - آسوری امروز روز ایران زمین این خاک پاک که ازنیاکانمان بر جای مانده بر لب پرتگاه زوال و نابودی قرار دارد. پس بایسته ست بر همگان دست در دست یکدیگر نهاده و با همبستگی میهنی و یک رستاخیز ملی این جرسومگان فساد و این تازیان بی خرد و سوسمار خور را همچون خاکروبه, به زباله دان تاریخ بلکه ما قبل تاریخ فرستاده که همانا جز این بر این موجودات روا نمیباشد و این خاک پاک و اهورایی را اشا آباد ساخته و تخم نیکی و مهرورزی را در خاک ایران زمین پراکنده سازیم تا خود و فرزندان آینده این خاک از آن بهره جویند. نبود مردمی کیش و آیین ما نگیرد خرد خرده بر دین ما بیاریم آن آب رفته به جوی مگر زان بیابیم باز آبرو هموطنان چشم ها را با آب خرد بشویید و دل ها را با آتش اهورایی روشن کنید و آنگاه به پیشواز ایران آباد و سرافرازتر از همیشه رویم. دوست من - خواهرم - برادرم - پدر - مادر - کاوه ها - سیاوش ها - کورش ها - داریوش ها - خشایارها - جمشیدها - پاپک ها - آریوبرزن ها - پیروزها - بهمن ها - بهرام ها - آریاک ها - خسرودادها - پرویزها - کردیه ها - کیسیاها - آرتیمیس ها - آرتونیسس ها - پانته آها آریایی ها به پا خیزید, همراه با هم در یک رستاخیز ملی میهن خویش را آزاد گردانیم. فرو پیروزی ما ملت پیداست هنوز کیش زرتشت ز آتشکده پیداست هنوز کاخ دارای بلند اختر پیداست هنوز کاخ کسری به لب دجله هویداست هنوز جا دارد درود فرستیم بر آن مرد نیک اندیش و وطن پرست استاد کسری وفاداری که ناجوانمردانه کشته شد. با آرزوی بهترین خوبیها از اهورامزدای زمین برای یکایک شما. شنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳۸٤
زيبا نامهای ايرانی
برای فرزندان این مرز و بوم چه نامی زیباتر از نام های پارسی و ایرانی می شناسید؟ نامی که هماهنگ با فرهنگ مردم این مرز و بوم بوده و نشانگر ویژگی مردم این سرزمین باشد. معنی این نام ها پاکی, درستی, راستی, نیایش, دلاوری, زیبایی, و والایی و همه ی نیکی و نکویی ها و زیبایی ها را در خود دارد و ویژه ی مردم این سرزمین, فرهنگ پربار و این مردم با منش است و این نشانگر شایستگی نیاکان ما بوده که فرزندان خود را با این نام ها می خواندند و تنها با ریشه یابی این نانها پی به اندیشه ی پربار آنها برد و سپاسگزار بود. و این ما هستیم که باید با به کارگرفتن این فرهنگ بزرگ پاسدار این همه زیبایی و والایی باشیم و با سرافرازی و بی نیازی در پهنه ی گیتی بر خود ببالیم.جای افسوس است که با داشتن نام هایی به این زیبایی گروهی بر فرزندان خود نام های بیگانه می گذارند.امید است که هیچ ایرانی نامی بیگانه بر فرزندان خود نگذارد, چرا که هیچ نامی به خوش آوایی و زیبایی و شایستگی نام های ایرانی نیست. با سپاس از آقای پاشنگ و دوست خوبم فرشته مهر:. یکشنبه ٢۳ اسفند ،۱۳۸۳
زردی من از تو سرخی تو از من
زردی من از تو سرخی تو از من خدای بزرگ است اهورامزدا، که این زمین را آفرید، که آن آسمان را آفرید، که انسان را آفرید که شادی را برای انسان آفرید... هم ميهن مهربان، چهارشنبه سوری، از خانه برون آی،در کوی و خيابان و ميدان جشن بگير، برقص و نغمه خوانی کن. آتش در نزد ايرانيان باستان مقام بسيار والايي داشت آنها آتش را به نوعي زاده اورمزد مي دانستند و عقيده داشتند كه مي تواند ناپاكيها، پليديها و تاريكيها را از ميان ببرد. بنابراين در ميان جشنهاي مهم ايرانيان به جشنهاي مخصوص آتش بر خورد مي كنيم و از آن ميان دو جشن آتش از بقيه معروفتر و مهمترند: جشن سده و جشن سوري. بطور كلي ايرانيان پيش از فرا رسيدن هر جشن مذهبي، به آتشكده ها مي رفتند و به نيايش مي پرداختند اما رسم آتش افروزي پيش از نوروز بسيار كهنه و قديمي است و حتي به دوران هند و اروپايي بر مي گردد. واژه سوري صفت پهلوي " سوريك" است در زبان فارسي گل سوري به معني گل سرخ است. ولی طبق نظر اکثر محققین به خاطر وجود واژه چهارشنبه این جشن پس از ورود اسلام ميان ايرانيان رواج يافت و جزو مجموعه آيين هاي نوروزي قرار گرفته است. در زمان پیش از اسلام هر يک از روزهاي ماه را نامي بود، نه روزهاي هفته (اورمزد- بهمن- اردیبهشت و...). ولی لازم به یادآوریست که در ایران کهن درست پيش از آغاز جشن همسپثمدم، يعني سيصدو شصتمين روز سال كه آغاز روز هاي "پنجه وه" یا پنجه دزدیده است انجام مي گرفته است. استاد پورداود در اين باره مي نويسد : آتش افروزي ايرانيان در پيشاني نوروز از آيين هاي ديرين است ( ... ) شک نيست که افتادن اين آتش افروزي به شب آخرين چهارشنبهً سال، پس از اسلام رسم شده است. چه ايرانيان شنبه و آدينه نداشتند ( ... ) روز چهارشنبه يا يوم الاربعاء نزد عرب ها روز شوم و نحسي است. اين است که ايرانيان آيين آتش افروزي پايان سال خود را به شب آخرين چهارشنبه انداختند تا پيش آمدهاي سال نو از آسيب روز پليدي چون چهارشنبه بر کنار ماند. بهرام فره وشي آتش افروزي پيش از نوروز و در سه شنبه شب آخر سال را به دليل رايج نبودن روز هاي هفته در ايران كهن از آيين هاي ايرانيان قديم نمي داندو مي نويسد:" اين آتش افروزي درست پيش از آغاز جشن همسپثمدم، يعني سيصدو شصتمين روز سال كه آغاز روز هاي گاسانيك يا "پنجه وه"است انجام مي گرفته ،زيرا ايرانيان بر آن بودند كه فروهرهاي نياكان در آغاز اين روز ها به زمين فرود مي آيند و بركت و نيك روزي براي خاندان مي آورند. در همين روز ها بود كه براي راهنمايي آنان به هنگام آغاز شب در بالاي بام ها يا صحن خانه ها آتش مي افروختند و مايه آتش را هم از آتش دان ويژه خانه فراهم مي آوردند تا آنها راه خاندان خود را باز يابند و به سوي خانواده بشتابند." عرب ها روز چهارشنبه هر هفته را مانند روز سيزده هر ماه نحس و بد شگون مي دانستند. اين اعتقاد عربي در زمان حكومت تازيان در ايران، در انديشه ايرانيان راه يافت و ايرانيان هم مانند عرب ها چهار شنبه را بدشگون و شوم پنداشته و از آن و بلاهاي آن سخت پرهيخته اند و براي رفع آسيب هاي آن رو به جشن و شادماني آورده اند. برگزاري چهارشنبه سوري، که در همه شهرها و روستاهاي ايران سراغ داريم، بدين صورت است که شب آخرين چهارشنبه سال ( يعني نزديک غروب آفتاب روز سه شنبه )، بيرون از خانه، جلو در، در فضايي مناسب، آتشي مي افروزند، و اهل خانه، زن و مرد و کودک از روي آتش مي پرند و با گفتن:" زردي من از تو، سرخي تو از من"، بيماري ها و ناراحتي ها و نگراني هاي سال کهنه را به آتش مي سپارند، تا سال نو را با آسودگي و شادي آغاز کنند. تا زماني که از ظرف هاي سفالين چون، کاسه و بشقاب و کوزه، در خانه استفاده مي شد، پس از خانه تکاني، کوزه کهنه اي از پشت بام خانه به کوچه مي انداختند؛ کوزه اي که در آن آب و چند سکه ريخته بودند. اسفند دود کردن و آجيل خودرن، فال گرفتن، "فال گوش" (در کوي و گذر به حرف عابران گوش دادن و از مضمون آن ها براي نيت خود تفاًل زدن.) و "قاشق زني" نيز از باورها و رسم هايي است که به ويژه در بين نوجوانان، هنوز به کلي فراموش نشده است. جمعه ۱٤ اسفند ،۱۳۸۳
۲-آزادي در ادامهي نوشتارهای پيشين (دانستن محتواي قانون اشا) به ذكرخلاصهاي از مفاهيم كلي قانون اشا ميپردازم. اين مطلب از كتاب ارزشمند و گرانبهاي ديدي نو از ديني كهن نوشتهي دكتر فرهنگ مهر ميباشد,با سپاس فراوان از ايشان براي كوشش و تلاششان در راه شناساندن فرهنگ كهن ايران به ايران پرستان:. آزادي جز مهمي از قانون اشا است. آزادي ارزشمندترين داده اهورايي است, كه در والاترين جلوه خود به صورت آزادي انديشيدن و آزادي گزينش دين, زير بناي گاتهاست. اهورامزدا آدمي را در رايزني با خرد و قبول يا رد دين, آزاد گذاشته است, و در عين حال از روي دادگري, هشدار داده است,آنان که به بدی گرایند طبق قانون اشا دچار اندوه و افسوس خواهند شد و آنان که دنبال خوبی بروند به خوشبختی و شادی می رسند. ریشه های این آزادی در اصول اخلاقی گات ها و در رابطه بین خالق و مخلوق است.خرد رشته ای است که اصول گات ها را به هم پیوند می دهد. آدمی در تصویر اخلاقی اهورامزدا خلق شده است. معنای آن این است که اهورامزدا و آدمی در فروزه هایی مشترکند یکی از آنها آزادی و اختیار است. اهورامزدا خرد است و به همه آدميان خرد ارزاني كرده است, تا در كارها با آن رايزني كنند. تقليد و پيروي كوركورانه, در سنت زرتشتي نيست. گات ها همه جا سفارش می کند که از خرد در امور چاره جویی شود. از جهت رابطه ی آفریننده و آفریده انسان همکار خداوند است و این همکاری از این روست که خداوند پرتوی از قدرت اخلاقی خود را در آدمیان به ودیعه گذاشته است و آدمی را در تصویر اخلاقی خود خلق کرده است.البته انسان می تواند از همکاری خداوند سرپیچی کند. در اسلام انسان عبدالله است. در مسیحیت انسان فرزند خداست. در دین زرتشت انسان همکار خداست و به همین جهت بین خداوند و انسان به جای حق مالکیت یا حق ابوت, حق مشارکت وجود دارد. این آزادی به انسان اجازه می دهد که اگر بخواهد طبق قانون اشا در راه پیشرفت جهان به سوی رسایی کار کند , و یا آنکه بر خلاف قانون اشا کار کرده, خود را از راه راستی بیگانه کند و بدبختی ببیند. جمعه ۱۱ دی ،۱۳۸۳
۱-حفظ محيط زيست در ادامهي نوشتار پيشين (دانستن محتواي قانون اشا) به ذكرخلاصهاي از مفاهيم كلي قانون اشا ميپردازم كه در اين بخش كوشش براي نگهداري محيط زيست را ميآورم. اين مطلب از كتاب ارزشمند و گرانبهاي ديدي نو از ديني كهن نوشتهي دكتر فرهنگ مهر ميباشد,با سپاس فراوان از ايشان براي كوشش و تلاششان در راه شناساندن فرهنگ كهن ايران به ايران پرستان:. وسواس ايرانيان زرتشتي در پاك نگه داشتن آب,خاك,هوا و آتش زبانزد يونانيان بوده است. هرودوت و گزنفون درباره آن قلمفرسايي كرده و نوشتهاند كه ايرانيان هيچ چيز آلوده و كثيفي در آب نميريزند و در پاك نگاهداشتن خاك و زمين مراقبت ميكنند. در دين زرتشت, هر آنچه كه دادهي خداست, پاك و دوست داشتني است. تفاوت زيادي است, ميان دينهايي كه ماده و تن را شيطاني ميدانند و زرتشتيان كه آنها را بخشش خدايي و در خور حمايت ميشمرند. اين انسان است كه نبايد ماده را در راه نادرست بكار برد. خداوند اين جهان شادي آفرين را با همهي زيباييهايش براي بهره برداري و لذت آدميان آفريده است. ارجگذاري به عناصر طبيعي اقرار به عظمت خداوندي و دينداري است. داريوش بزرگ در كتيبهي بيستون مينويسد: اهورامزدا جهان را آفريد, مردمان را آفريد, شادي را آفريد و شادي را براي مردمان آفريد. فرهنگ ايراني زرتشتي, فرهنگ شادي است. فرهنگ سوگواري , فرهنگ غير ايراني است. در يكي از نمازها, زرتشتيان به سوي چهار جهت زمين نماز ميگذارند. معناي آن اين است كه خداوند در همه جا حاضر است. خانهي خاصي ندارد و همه جا خانهي خداست. و ديگر آنكه, همهي نعمتهاي خداوندي را هر جا كه باشند, بايد ارج گذاشت و حمايت كرد. علت اينكه زرتشتيان در نماز به سوي روشنايي(نور خورشيد, ماه يا آتش) نگاه ميكنند اين است كه روشنايي هماد خداوندي است و هر جا روشنايي است, خرد است, راستي است, مهر است, رسايي است و خدا آن جاست. پيش از اشو زرتشت: ايرانيان ارباب انواع(خدايان سماواتي) را ميپرستيدند و به آنها فديه ميدادند. زرتشت پرستش خدايان گوناگون را نادرست دانست و مردم را به پرستيدن خداي يگانه -اهورامزدا- فراخواند. پس از زرتشت روحانيون كه حاضر نبودند به كلي از خدايان پنداري دست بكشند, عدهاي از آنها را با نام ايزد يا فرشته , وارد دين كردند. در اين مرحله ايزدان يا فرشتگان , آفريدهي اهورامزدا هستند و براي آن كه منشا اثر باشند, براي هر يك از آنها وظيفهاي معين كردند و عموما حامي و پشتيبان عناصر و پديدههاي طبيعي شدند و به صورت همكاران اهورامزدا در آمدند. اگر تاريخ پيدايش ايزدان و وظايف آنها را در ادبيات ديني خوب درك كنيم, اساس فكر را زيبا ميبينيم. شناخت وظايف ايزدان اهميت محيط زيست و جلوگيري از آلودگيها را در سنت زرتشتي تاكيد ميكند. از جمله, آناهيتا و آبان, فرشتگان پاسدار آب, آذر و نيريوسنگ, فرشتههاي پاسدار آتش, زامياد فرشتهي پاسدار زمين و خاك و ويو فرشتهي پاسدار باد و هواست. فرشتههايي هم حامي خورشيد, ماه, ستارگان و بارانند(هوخشترا پاسدار خورشيد, منگها پاسدارماه, ونت پاسدار ستاره, تيشتر پاسدار باران)و همچنين, فرشتگاني مراقب رعايت پاكي, درستي و پيمانداري هستند. (اشي پاسدار راستي, ميترا پاسدار پيمان, رشن پاسدار داد) برخي از نويسندگان يونان و ايران بعد از اسلام, از روي ناداني يا غرض, تعابير ناصحيحي از ااز احترام فوقالعاده زرتشتيان به عناصر طبيعي نمودهاند كه بيان يكي دوتا از آنها در اينجا خالي از فايده نخواهد بود. احترام فوقالعاده زرتشتيان به آتش, از اين روست كه روشنايي نماد اهورايي است. خودداري زرتشتيان از آلوده كردن آتش - ريختن چيزهاي ناپاك و جننوران مرده- روي آتش, براي جلوگيري از آلوده شدن هواست. مساله آلوده كردن محيط زيست امروز به گونه پيچيدهاي انديشهي دانشمندان, شهروندان و كشورمداران را به خود جلب كرده است. در در جواني شنيده بودم عدهاي مغرض ميگفتند: آتش ميسوزاند و آلوده نميشود! مطلب درست است ولي در اثر سوختن مواد كثيف و سمي, هوا آلوده ميشود و سلامت و بهداشت همگاني به خطر ميافتد. اين آتش پرستي نيست! در هيچ جاي اوستا خداوند به صورت آتش , ظاهر نشده است. در حالي كه يهوه خداي يهود از درون آتش در كوه سينا با پيامبر يهود صحبت ميكند. در اسلام هم الله نور آسمانها و زمين دانسته شده است. در همهي اديان, نور نشانه خدايي است, بدون آنكه نسبت آتش پرستي به آن داده شود. موضوع ديگر, استفاده از دخمه براي مردگان است. دخمه يا آن گونه كه فرنگيها ميگويند, برج سكوت, موضوع خيال انگيزي براي نويسندگان خارجي شده است. دخمه يكي از زاههاي رهايي از بدن مرده است. در بين زرتشتيان تدفين هم معمول بوده است. دخمه در بالاي كوه دور از شهر ميساختند, جايي كه لاشخوران به سادگي در زمان كوتاهي, گوشت مرده را ميخوردندو سپس نگهبانان دخمه, استخوانهاي مانده را درون چاهي ريخته تيزآب بر روي آن ميريختند تا گندزدايي شده و از بين برود. به كار بردن اين روش طبيعي است. يعني گوشت حيواني را پرندگان ميخورند.همچنين باعث آلودگي محيط زيست نميشود زيرا جايي كه لاشخور زياد باشد در چند دقيقه گوشت مرده خورده ميشود. در برابر, خاكسپاري دشواريها همراه دارد. يكي آنكه خاك و زمين را آلوده ميكند. ديگر آنكه سبب اتلاف زمينهايي ميشود كه ميتوان براي كشاورزي و آباداني از آن استفاده كرد. البته با توسعهي شهرها, دخمه غير عملي ميشود. نتايج حاصل از گذاشتن مرده در دخمه شبيه نتايج حاصل از سوزاندن بدن مرده است يعني با همان سرعت و با همان تميزي, تن مرده از بين ميرود. همانگونه كه گفتيم, اهميتي كه دين زرتشت براي حفظ و حمايت محيط زيست قايل شده, باعث آمده است كه, عدهاي از دانشمندان, دين زرتشت را نخستين دين حفظ محيط زيست نام دهند:. جمعه ٦ آذر ،۱۳۸۳
اشا
اَشا اشا قانون راستي و داداست. عمل به راستي؛ در انديشه؛ گفتار و كردار؛ دادگري است. هيچ كنشي راستي نيست مگر آن كه به قانون اشا سازگار باشد. آن قانوني كه از روي راستي فراهم نشده و دادگستري را استواري نبخشد؛ قانون نيست. انديشه, گفتار و كردار سازگار با اشا جهان را پيشرفت ميدهد و كننده كار را خوشبخت و شادمان ميكند. در ميان فروزههاي اهورايي اشا پس از خرد نام برده شده است. اشا چكيده دين زرتشتي است. اشا هم قانون طبيعي و قانون الهي است. اشا قانون دگرگون ناپذير ازلي و ابدي است. خدا اشاست و اشا خواست خدايي را نشان ميدهد. بنا به گاتها : خواست اهورامزدا و اشا يكي است. اهرا مزدا جهان را در انديشه(وهومن) پديد آورد. در وجدان (دَاِنا) شكل داد. در آفرينندگي (سپنتا مينيو) آشكار كرد. و برابر با قانون راستي(اَشا) به گردش گذاشت. تا با هماهنگي(آرمَيتي) به سوي رسايي(هَاوروَتات) و جاوداني(اَمرتات) پيش رود. اشا جلوهاي داد اهورايي است- آن چه كه بايد به مشيت خداوندي تعبير شود. محتواي مشيت خداوندي اين است كه هر كس بهره و پيآمد كارهاي خود را دريافت دارد. اهورا مزدا به مردم آزادي گزينش يا اختيار داده است كه هر كس با رايزني خرد و وجدان راه خود را برگزيند و هشدار داده است كه هر انديشه, گفتار و كرداري برابر با قانون اشا پيآمدي دارد. در دين زرتشت جبر جايي ندارد. گاتها آگاهي ميدهد كه كساني كه نيكي برگزينند به شادي و خوشبختي(اوشتا) ميرسند و آنان كه بدي را انتخاب كنند, دچار اندوه و افسوس ميشوند. اين است مفهوم داد اهورايي(عدل الهي) و اين است مفهوم پاداش و پادافره در دين زرتشتي. در دين زرتشتي معني عدل اين است كه هر كس نتيجه و بهره كار خود را دريافت ميكند. و اين امر بر طبف روش اشا خودبهخود تحقق مييابد. از اين رو در دين زرتشت شفاعت پيامبر يا هيچ كس ديگري مؤثر نيست. كاري كه انجام شد پيآورد خود را به وجود آورده است و دگرگوني نخواهد داشت. اشا شاخص اخلاق و ظابطه تميز خوب از بد است. اشا ارزشهاي اخلاقي را به صورت مطلق به دست ميدهد. اشا تقوي است. پذيرش نسبيت در مسايل اخلاقي , مخالف روش گاتهاست. همزيستي مسالمتآميز بين خوبي و بدي مردود است. در نتيجه گاتها دروغ مصلحت آميز را ناپسند ميداند. همچنين, دين زرتشت مخالف تقيه است. دروغ گفتن يا راست نگفتن به خاطر حفظ جان يا مال يا هر دليل ديگري مردود است. براي دانستن محتواي قانون اشا به مفاهيم كلي قانون اشا در آينده ميپردازيم: دوشنبه ٢٧ مهر ،۱۳۸۳
آب
آب در فرهنگ ايران باستان: ايرانيان هميشه با ديده احترام به آب نگريسته اند.هنوز هم هر جا كه «آبادان»است و«بيابان»،در پيوند است با آب و آب مايه زندگي.«آب»همراه سه عنصر «آتش»و«باد»و«خاك»نزد ايرانيان از تقدس ويژه اي برخورداراست.تقريبا در همه نوشته هاي پيش از اسلام، جايگاه آب در مجموعه آفرينش بسيار حساس است.هرودوت مينويسد، ايرانيان در هيچ رودخانه اي حتي دست هايشان را نمي شويند و دست شستن ديگران را هم در آب نمي پذيرندو به رودخانه احترام مي گذارند.او مينويسد كه ايرانيان در آب روان شستشو نمي كنند و در آب روان لاشه و مردار و روي هم رفته چيزهاي ناپاك نمي اندازند. در جشنها و مراسم مزهبي نيز آب نقش بسزايي داشته است.در جشن آبريزگان يا آبپاشان نيز از جملهي جشنهايي است كه به عهد ساسانيان مربوط ميشود. ابن فقيه همداني در اواخر سدهي سوم، تاريخ اين جشن را دهم فروردين ماه ضبط كرده است. در همهي روايتها، دربارهي اين جشن، سخن از تقدس آب و اهميت ويژهي آن و لزوم بارش باران است. همچنين كاشت سبزه و به عمل آوردن آن، شستوشو و آب پاشيدن در نوروز، همه حكايت از تأمين آب و گياه براي سال نو دارد.و از آيين هاي جشن تيرگان، شستشوي بيرون از برنامه روزانه و پاشيدن آب و گلاب بر سر وروي يكديگر است. اين جشن پيوند ژرفي با تقدس آب در فرهنگ ايرانيان دارد و جشن تيرگان ، تير روز از تيرماه ءايين ويژه ايزد باران است. از مهمترين دستورات زرتشت براي زندگي بهتر: دوري از گناه و پرهيز از دروغ، خودداري از آلوده كرده عناصر چهارگانه موثر بر زندگي بشر كه همانا: آب، باد، خاك و آتش بودند. ايجاد آباداني و كاشت گياه و درخت، خشكاندن مرداب ها و مانداب ها، از بين بردن حيوانات موذي، حفر قنات و چاه براي آبياري و مهمتر از همه كشاورزي بوده است. .:از تقدس آب نزد ايرانيان همين بس كه «ميهن»و«زادگاه»را «آب و خاك»مي نامند:.
منابع: ديدي نو از ديني كهن.... دكتر فرهنگ مهر يتا اهو [ خانه | بايگاني | پست الكترونيك ] |